200px-Albert_Houtom-Schindler

سفرنامه هوتم شیندلر

سفرنامه نویسی یکی از انواع ادبی دلپذیر در نگارش مشاهدات و توصیف آثار و وقایع و ضبط خاطرات و اطلاعات است که مخصوصا پس از گذشت سالهای چند ، فواید آن بیشتر پدیدار می شود و بغیر از لذتی که از خواندن آن بعنوان تفنن و وقت گذرانی به دست می آید ، نکات تاریخی بسیاری در اختیار محققان قرار میدهد که نظیرش از کتب و منابع دیگر بدست نمی آید.

در عصر قاجاریه سفرنامه نویسی نشر و گسترش وی‍‍ژه ای پیدا کرد وعده ی زیادی از ماموران دولتی و مسافران صاحب ذوق ،کتابها و رساله ها در شرح منازل سفر و چگونگی ابنیه و آثار و اخلاق و رفتار مردم و طوایف نوشتند که بدون استثناء هر یک حاوی فواید تاریخی و ادبی و جغرافیائی است.

یکی از این کتب و منابع ، سفرنامه هوتم شیندلر (General Sir Albert Houtum-Schindler) می باشد. شیندلر که در سال ۱۲۵۵ شمسی (۱۳۵ سال قبل) از طرف دولت ناصرالدین شاه ، مامور ایجاد خط تلگراف از شاهرود تا مشهد بوده  ، در طول ماموریت خود، اطلاعات مفیدی را درباره ی وضعیت آبادیهای مسیر سفر خود به ثبت و برای ما به یادگار گذاشته است .

به جرات می توان گفت که سفرنامه شیندلر ، تنها سند مکتوب مربوط به ۱۳۵ سال پیش  است که ما میتوانیم  اطلاعاتی  را در خصوص گذشته منطقه کسب نماییم. 

در این قسمت تعداد چند صفحه از سفرنامه ی مورد اشاره را انتخاب و نسبت به انتشار آن اقدام نمودیم، به امید اینکه مورد پسند شما واقع گردد. 

حرکت از عباس آباد شاهرود تا جوین و اطراف: 

از عباس آباد تا پل ابریشم هشت مایل است و از پل ابریشم ده مایل تا استربند راه دارد. راهش خوب است ولی در میانه راه تپه می باشد و سرازیری زیاد دارد. استربند ده معتبریست و هفتاد و پنج خانوار دارد ، آب و زراعتش بسیار خوب است . از استربند تا فرومد شش مایل است ، فرومد ده بسیار معتبریست با دویست خانوار ، مالیات این ده ، دویست و هشتاد تومان نقد است و صد و سی خروار جنس و صد و سی خروار کاه هر سال به دیوان میدهد و سی سرباز و یک سلطان هم به جهت فوج عرب و عجم از این ده می گیرند.

فرومد

آب این ده از رودخانه ی منیدر است و بسیار فراوان است. فرومد یک قلعه ی قدیمی دارد که در زمان فتحعلیشاه بوسیله ترکمن ها ویران شده و یک خندق و چند برج تازه در زمان محمدشاه ساخته شده است. هفده سال قبل از این ،هزار و پانصد سواره تکه آخالی (از قبایل ترکمن) به منظور چپاول فرومد آمدند ولی شب راه را گم کردند و میان کوه از دست فرومدی ها قدری شکست خوردند و به طرف داورزن رفتند.

گویند که قلعه ی قدیم فرومد از بنای فرامرز ، پسر رستم بوده است و به این دلیل اسم مربوط به این ده باید فرامرز باشد ولی در تاریخ قدیم ایران اسم این ده فریومذ نوشته شده است. داخل قلعه یک آب انبار بزرگ می باشد و در اطراف این ده آثار خندق و علامات دیگر بسیار دارد و یک مسجد آنجا می باشد که هفتاد سال قبل از این ساخته شده است. اهل این ولایت در داخل این مسجد نماز نمی کنند بواسطه اینکه از بنای سنی میباشد. در ایوان این مسجد ،نوشته ، کتیبه و گج بری بسیار خوب و قشنگ وجود دارد. چند سال قبل از این، پهلوی دروازه ی فرومد، مناره ی بزرگی بوده است که به پیر ماهور مشهور بوده است. این مناره افتاده و آجرهای  آن را برای ساختن عمارت جدید بکار بردند. چند نفر بودند که می گفتند این مناره را بجهت آجر، مخصوصا خراب کردند. یک امامزاده دارد که او را سلطان سید احمد (برادر امام رضا علیه السلام) میدانند . این بقعه چهل سال قبل از این تعمیر شده است و بسیار جای خوبی است. فرومد آخرین ده ولایت شاهرود و بسطام است .

ولایت جوین

قدری از فرومد گذشته داخل ولایت جوین می شود. وقتی که من در فرومد بودم چند نفر از اهالی شفیع آباد که یکی از دهات جوین است، پیش من آمدند و بسیار شکایت داشتند از ظلم حاکم جوین و می خواستند بروند دارالخلافه عرض کنند.

منیدر تا کهنه

از فرومد تا منیدر (Maneydar) هشت مایل و نیم است، راهش پهلوی رودخانه منیدر و از میان کوه می رود. منیدر اولین ده جوین است و چهارده خانوار دارد و کمی ابریشم می سازند و زراعت جزئی هم دارند، با این وجود محمدجعفرخان سرتیپ (حاکم جوین) سیصد تومان از این ده بدبخت عوض مالیات گرفت .

از منیدر تا کهنه (Kahneh) هفت مایل است و راهش خوب است ولی همه تپه و کوه است ، در بین راه چند عدد سیاه چادر ، مال ایل بلوچ دیدم و هر چه از آنها جویا شدم که شتر بدهید برای حمل تیر یا بره بدهید برای خوردن و پولش را هم پیش بگیرید جواب دادند نه شتر داریم و نه بره . معنی آن این بود که با رسیدن ما هر چه شتر و بره داشتند پنهان کردند ، چون که ما را در خدمت دولت می دانستند و فکر کردند که مال آنها را بدون پرداخت وجه خواستم بگیرم.

کهنه یک ده کوچک است با بیست خانوار . آب فراوان دارد ولی زراعت از جهت زیادتی کوه کم است. حکومت جوین در سال گذشته  از کهنه مالیات را بر این قرار گرفت :

  • مالیات جنس بیست خروار است که عوض این بیست خروار جنس ، صد و شصت تومان نقد گرفت .
  • سر شماری (یعنی به ازای هر نفر) شصت تومان بود .
  • سر گوسفند بیست تومان بود.
  • به حساب گوسفندی دوهزار و پانصد دینار ، بیست تومان برابر هشتاد گوسفند است و من شنیدم که از بیست و دو گوسفند بیشتر در دفتر دیوانی ضبط نیست .
  • سر گاو پانزده تومان گرفت ، گاوی پنج هزار .
  • بیست سال قبل از این ، همه گاوهای این ده را ترکمن ها گرفتند و از آن وقت تا به حال یک راس گاو هم در این ده وجود نداشت ولی سی راس گاو هنوز هم در دفتر دیوان ثبت است .
  • بجهت مالیات زمین ، جریبی هشت قران گرفته شد و روی چهل جریب سی و دو تومان شد و جمع این دویست و هشتاد و هفت تومان می شود .
  • و بغیر این مبلغ پنجاه تا شصت تومان دیگر، آدمهای حاکم گرفته و کدخدا که یکی از سواران حاکم است ، صد یا صد و پنجاه تومان برای خود می گیرد که این ده کوچک ،حدودا پانصد تومان در فاصله یکسال داده است.

اهالی کهنه هم یک کمی ابریشم میسازند .

بیست سال پیش از این (یعنی در سال ۱۲۳۵ شمسی) یک جمعیت بزرگ تکه (ترکمن) بمنظور چپاول کهنه آمده بودند ،سیصد راس گاو و ده نفر مرد برده بودند، دو نفر را هم کشتند، از آن وقت تا حال هیچ ترکمنی در نزدیکی این ده پیدا نشد .

از کهنه تا جاجرم نه فرسخ است و شفیع آباد در نصف راه واقع است . از کهنه تا بجنورد شانزده فرسخ است و میان آباد که پایتخت حکومت اسفراین باشد در نصف راه واقع است.

از کهنه تا جغتای یازده مایل است، راه متصل دره و کوه میباشد.

روستاهایی که در اطراف هستند از این قرار است : دستوران (Dasturan) ، جبله (Jebeleh) و گفت (Gaft) . همه این دهات کمی ابریشم می سازند و قدری زراعت دارند .

گفت پنجاه خانوار دارد و ده معتبریست . آنجا هم یک امامزاده دارد که به سیدعبدالله ابن موسی کاظم علیه السلام مشهور است. در گفت یک نفر نوه ی الله یارخان جوینی را دیدم. الله یارخان جوینی از ایل ترک قلیچی بود که در زمان سلطنت فتحعلیشاه یاغی شده بود و در مزینان گرفتار شده و در دارالخلافه کشته شد.

جغتای

جغتای (Joghatay) صد و پنجاه خانوار دارد و ارگش در وسط شهر واقع است . ارگش بسیار خرابه دارد و منزل حاکم است ولی چهار یا پنج اطاق درست بیشتر ندارد . جغتای نزدیک به جلگه جوین است و از اینجا تا به دهاتی که در جلگه واقع اند چهار فرسخ مسافت دارد.

معتبرترین ده این جلگه زورآباد (Zour Abad) است . در دو فرسخی زورآباد، سامقان (Samghan) واقع است که دهی با بیست خانوار می باشد، از جهت کم آبی و ظلم حاکم ، اهل ده در ماه ربیع الاول امسال ، به ولایت سبزوار فرار کردند.

از جغتای تا زمند (Zamand) سه مایل و نیم است ، زمند سی خانوار دارد و مالیات زمند از این قرار است :

  • خانواری نود تومان نقد ، هشت تومان و هشت هزار دینار
  • جنس ،پانزده خروار ، خرواری چهار تومان ، و یکهزار دینار که شصت و یک تومان و نیم می شود
  • گله سی و پنج تومان
  • گاو بیست و پنج تومان که جمع آن با پولی که آدمهای حاکم می گیرند سیصد تومان می شود .

از زمند تا فریمانه (Farimaneh) یک مایل و نیم است ، فریمانه بیست خانوار دارد و از قدیم هیچ مالیات نمی دهد، بجز سالی بیست و یک تومان سر گله .

 

مسیر حرکت آلبرت هوتم شیندلر در سفر خراسان و گذر از جوین 

safarnameh

زرقان

از فریمانه تا زرقون (نام رسمی: زرقان Zarghan) پنج مایل و نیم مسافت دارد، زرقون چهل خانوار دارد و دویست و نود و شش تومان مالیات می دهد و جزء حکومت سبزوار است.

زرقون دم رودخانه نوین است ، خیلی زراعت دارد و بسیار درخت گردو و میوه جات و سپیدار . در چند خانه این ده کنه شب گز (نوعی کنه که معمولا شبها حرکت می کنند و گزش آن باعث ایجاد تب می شده است) دارد . نزدیک به زرقون یک معدن معتبر مس دارد، ولی ۹ سال است که هیچکس در این معدن کار نمیکند.

زمستان زرقون بسیار سخت است ، وقتی من آنجا بودم ،بیست روز بعد از عید نوروز ، میان شب آب یخ میزد و سر کوه زرقون بسیار برف داشت .

پیراکوه

از زرقون تا رامشین هیجده مایل است و کل این راه میان دره و کوه است.  دهاتی که در اطراف هستند از این قرارند: ارگ نوجوی با پنجاه خانوار ، ارگ قربانعلی بیگ با پنجاه خانوار، منج شیرین (Monj-e Shirin) با پانزده خانوار، قلعه ی جزندر (Jazandar) با دو خانوار، یوسف آباد با قلعه ی شاه بداغ با ده خانوار، بیدخور (Bidkhor) با پنجاه خانوار . همه ی این دهات آب بسیار دارند و خیلی زراعت هم می کنند.

رامشین (Ramshin) پنجاه خانوار دارد ، مالیات رامشین در سال گذشته پانصد و هفتاد و دو تومان بود و یکهزار دینار ، خروار جنس به چهار تومان و یکهزار حساب کردند ، هر خانواری به شصت و چهار هزار ، و هر تومان نقد به سیزده هزار حساب کردند .

نزدیک رامشین دهی وجود دارد که به بلند باران (نام رسمی : جلمبادان Jalambadan – نام محلی : بلمبارو Belembaru)مشهور است . بلند باران پنجاه خانوار دارد و صد و شصت تومان مالیات می دهد و پر از کنه شب گز است و بسیار تعجب است که رامشین که خیلی به بلند باران نزدیک است هیچ کنه شب گز ندارد .

از رامشین تا طبس (Tabas) نوزده مایل است و راه در کل این مسافت دره و تپه میباشد . دهاتی که در اطراف راه میباشد از این قرارند: مهرآباد ، بید ، محمودآباد ، برغمد (Barghamad) ، بالا آباد ، میان آباد ، نوده ، بزقند (نام رسمی : بازقند Bazghand).

بزقند در پهلوی طبس است و شصت خانوار دارد و طبس ده بسیار خوبیست و صد خانوار دارد و آب و زراعت و اشجار بسیار دارد و طبس در شمال سبزوار واقع است. از طبس تا سبزوار شانزده مایل است که هشت مایل بین کوه می باشد و هشت مایل در جلگه . کوه هایی که در اطراف می باشند معدن مس بسیار دارند. دامنه کوه که همانجا راه داخل جلگه می شود چند روستا می باشد : کلاته خواجه، سنگ سفید، عشرآباد، کلاته حاجی محمدرضا، شاه باش، رزقند (نام رسمی رازقند Razghand).  از کلاته حاجی محمدرضا تا سبزوار هشت مایل و نیم است و در زمین آنجا بسیار نهر و گودی بواسطه سیل حاصل شده است و در زمستان عبور خیلی مشکل است از جهت گل و آب. 

قابل ذکر است که مسافتهای اعلامی آن زمان تقریبی است و اغلب از مسیر راه های مالرو بوده است ، ضمنا هر مایل معادل ۱٫۶۰۹۳ کیلومتر می باشد.

 

  • جمع آوری :  پورشریعت (صدای آریان) 
  • با همکاری آقای علی دانشور (مساعدت در تهیه سفرنامه شیندلر از آرشیو  کتابخانه دانشگاه تهران)
  • تصاویر ، ویرایش و اصلاحات متن : آقای علی رامشینی(پرتال شهرستان جوین)