سلسله تیموریان 

( تاریخ حکومت گورکانیان از سال ۷۴۸ تا شمسی (۴۹۰ تا ۶۲۸ قمری) (تا میلادی) ، مدت حکومت سال ، مرکز حکومت آنان شهر.)

بنیانگذار سلسله تیموریان (گورکانیان ) تیمور لنگ بوده و از آن جهت به او لنگ میگفتند که پای راستش در جریان یک درگیری در سیستان صدمه دیده بگونه ای که هیچوقت به حال طبیعی بر نگشته و تا آخر عمر میلنگید که البته این درگیری در سال ۷۶۴ قمری و قبل از به سلطنت رسیدن وی بوده است تیمور منتسب به قبیله برلاس (یکی از قبایل مغول ) بوده که در منطقه ماوراء النهر و در یکی از آبادی های شهر کش (شهر سبز کنونی واقع در     )متولد شده است وی ایام خردسالی را در میان طایفه خود به سربرده و به آداب شکار و سوارکاری و تیراندازی که شغل عمده افراد ایلات بیابانگرد جنگجو است آشنایی پیدا کرده تا اینکه سواری ماهر و تیر اندازی دلیر شده و چون همتی بلند داشته سر به این مقامات فرو نیاورده و قدم در راه جاه طلبی و ریاست خواهی گذاشته است.

تیمور لنگ یکی از بزرگترین فاتحین کشور گشا و از سرداران مدبر و رشید بوده است ولی در سنگدلی و بیرحمی و حیله ورزی نیز کمتر نظیر دارد تا جاییکه حتی نمی توان او را با چنگیز مقایسه نمود چرا که چنگیز علاوه بر داشتن صفات لازمه لشکرکشی و کشورگشایی به دو صفت مخصوص دیگر نیز ممتاز بوده که تیمور به کلی از آنها خالی بود اول صفت اداره ممالک مفتوحه و رعایت عدالت و قانون و نظم وترتیب و دوم صفت عاری بودن از حس تعصب مذهبی و بیطرف بودن او در باب دین و آئین مردم ممالک مفتوحه. و به واسطه همین دو صفت یاد شده که در چنگیز وجود داشت و در تیمور نبود دولت چنگیزی بر خلاف دولت تیموری مدتها بعد از مرگ بنیانگذار آن در کمال نظم وترتیب دوام کرد در صورتیکه دولت تیموری همانند دولت نادر شاه افشار، پس از وفات بنیانگذار آن یکباره از هم گسیخت و پس از تیمور هیچ یک از جانشینان وی نتوانستن آن ممالک را تحت نظم صحیحی اداره کنند.از طرفی استبداد تیمور و عدم اعتناء او به امور اداری ممالک خود نگذاشته است که در زمان او وزرای بزرگی مانند ایام سلاجقه و چنگیزیان بر روی کار بیایند. یکی از عادات تیمور این بود که وقتی شهری را فتح می نمود با سر کشته شدگان مناره می ساخت به گونه ایکه پس از فتح اصفهان دستور قتل عام صادر نمود و همچنین دستور داد که هفتاد هزار سر از کشته شدگان جمع آوری و به او تحویل دهند مامورین نیز چنین کردند و به دستور ان مرد خونخوار مناره ها ساختند.

چگونگی تاسیس و انقراض سلسله گورکانیان:

پس از فتح شهر های ایران بوسیله مغول و تقسیم ان بین فرزندان چنگیز ،منطقه ماوراء النهر (تاجیکستان امروزی) و کاشغر (ظاهرا منطقه ای در افغانستان امروزی) سهم جغتای گردید. فرزندان و جانشینان جغتای که سلسله انها را خانان جغتایی یا اولوس جغتای میگویند مدت ۱۳۶ سال (از ۶۲۴ قمری تا ۷۶۰) بر ماوراء النهر و کاشغر حکومت کردند که همواره اداره امور ممالک این خانان در اختیار روسای قبیله برلاس بوده است.

در اوایل نیمه اول قرن هشتم قمری خانان جغتایی منطقه ماوراءالنهر سخت ضعیف شده و ماراوالنهر دچار هرج و مرج گردید. بوجود امدن هرج ومرج و ایجاد اختلاف و درگیری بین خانان جغتایی باعث گردید،تیمور که تا آن زمان در خدمت رئیس قبیله برلاس بود از موقعیت استفاده کند و به اقتضای شرایط ، هر فرصتی را برای گام نهادن در راه جاه طلبی و ریاست خواهی مغتنم شمارد . در سال ۷۶۱ قمری در درگیری بین امیرحسین قزغنی (یکی از خانان جغتایی) و امیربیان سلدوز (یکی دیگر از خانان جغتایی) جانب امیرحسین را گرفته و امیر حسین نیز پس از پیروزی بر سلدوز و در اختیار گرفتن حکومت ماوراءالنهر،حاکمیت شهر کش که مقر اجدادی تیمور بود را به وی سپرد و تیمور را به همسری خواهر خود انتخاب نمود و از این تاریخ به بعد بود که به تیمور لقب گورکان به معنی داماد داده اند. در سال ۷۶۶ قمری روابط بین امیرحسین و تیمور به تیرگی گرایید و چون خواهر امیر حسین (همسر تیمور) نیز در همین اثنا مرد و رشته خویشاوندی بین آنها قطع گردید تیمور علنا بر امیرحسین قیام کرد و کشمکش بین آنها تا سال ۷۷۱ قمری ادامه یافت تا اینکه در این سال امیرحسین به کلی تسلیم تیمور گردید و از ریاست و فرماندهی ماوراءالنهر به شرط تامین جان خود دست کشید. تیمور هم به ظاهر او را امان داد ولی در اوایل رمضان همان سال در اطراف بلخ امیرحسین و دو پسرش را کشتند و ماوراءالنهر از این زمان به بعد تماما مطیع امیر تیمورگورکان گردید فلذا سال ۷۷۱ را بایستی سال تاسیس سلسله تیموریان دانست.تیمور پس از تسلط بر ماوراءالنهر ،دیگر مناطق ایران را نیز تحت تسلط خود درآورده و در سال ۸۰۱ قمری هند را نیز فتح نمود و در سال ۸۰۷ قمری ، در حالیکه خود را برای تصرف چین آماده می نمود در محل اترار و در کنار سیحون ، سرما خورد و چون در نوشیدن عرق زیاده روی کرده بود به صورتی خطرناک بیمار شد و در سن ۷۱ سالگی جان سپرد و جسد او را به سمرقند (     امروزی) آورده و در آنجا دفن نمودند.

امیر تیمور دارای ۴ پسر به نامهای غیاث الدین جهانگیر ، معزالدین عمرشیخ ، جلال الدین میرانشاه و معین الدین شاهرخ بود که دو پسر اولی در زمان حیات تیمور کشته شده بودند .

امیرتیمور وقتی که مرد ۳۶ نفر بازمانده ذکور از پسر و نواده داشت . وی برای آنکه بین بازماندگان او بر سر تصرف ممالک ، درگیری ایجاد نشود در زمان حیات خویش ، ممالک را بین آنها تقسیم نمود ولی این تدبیر موثر واقع نشده و بلافاصله پس از مرگ او بین دو پسر زنده ی او یعنی میرانشاه و شاهرخ و نوادگان او جنگ درگرفت و دو پسر تیمور به تدریج هر یک قسمتی از متصرفات برادرزادگان خود را مالک شدند و از ممالک تیموری دو دولت وسیع تشکیل دادند . یکی دولت میرانشاه در ایران غربی و عراق و آران و گرجستان و ارمنستان و دیگری دولت شاهرخ در خراسان و هرات و ماوراءالنهر . سرانجام دولت میرانشاهی پس از مدت کوتاهی در سال ۸۱۰ قمری ، بوسیله آل جلایر و ترکمانان قراقویونلو منقرض گردید و دولت شاهرخی مدت ها دوام کرد و در نهایت در سال ۹۱۱ قمری ، بوسیله ازبکان منقرض گردید .

ازبکان : ازبکانی جماعتی از مغول بودند که نسل آنها به یکی از فرزندان جوجی ( پسر چنگیز ) بنام شیبغان یا شیبان منتسب می گردد . این جماعت در سال ۹۰۵ قمری به سرکردگی محمد شاهی بیک یا شیبک خان موفق به تاسیس سلسله ای به نام سلسله ی شیبانی شدند و این سلسله بعلت تعصب در مذهب تسنن و تجاوز به خراسان ، همواره با صفویه در حال جنگ بودند . این سلسله سرانجام بوسیله امرای هشترخان یا حاجی ترخان منقرض گردید .

درباره منابع