علویان طبرستان

( تاریخ حکومت سلسله علویان طبرستان از سال ۲۴۲ تا ۳۰۶ شمسی (۲۵۰ تا ۳۱۶ قمری) ( ۸۴۶ تا ۹۲۸ میلادی) ، مدت حکومت ۶۴ سال ، مرکز حکومت آنان مازندران (آمل) .)

علویان طبرستان از سادات علوی و از دشمنان خلفای بنی عباس و عمال آنها به شمار می آمدند که با بیعت و پشتیبانی اهالی رویان و کلاردشت مازندران توانستند سلسله خود را پایه گذاری نمایند.

چگونگی تاسیس و انقراض سلسله علویان طبرستان:

پس از اینکه عبداله بن طاهر سومین امیر از سلسله طاهریان از طرف معتصم ( هشتمین خلیفه عباسی ) برای دفع مازیار که حاکم طبرستان بود ، لشکر کشید و در سال ۲۲۷ هجری قمری مازیار را مغلوب کرد ، حکومت طبرستان را از طرف معتصم به عموی خود حسن بن حسین سپرد و حسن تا ذیالحجه ۲۲۸ که سال فوت اوست به عدالت و حسن سیرت در منطقه طبرستان (مازندران امروزی) حکومت کرد.

پس از حسن به ترتیب طبرستان به طاهربن عبداله بن طاهر (یک سال و سه ماه) و برادر او محمدبن عبداله(قریب هفت سال)سپرده شد و چون محمد در صفر ۲۳۷ به بغداد رفت از جانب خود قسمتی از طبرستان را به برادرش سلیمان و قسمت دیگر را به مرید عیسوی به نام جابربن هارون واگذاشت.

جابر مقداری از مراتع مردم را به زور تصاحب کرد و به اراضی متعلق به مخدوم خود افزود و محمدبن اوس بلخی (پیشکار سلیمان ) هم به همین شکل با اهالی به جور و عنف معامله نمود و او که بر قسمت رویان و چالوس حکومت داشت هر سال سه بار از مردم مالیات می گرفت . اهالی طبرستان که از مظالم این عمال ، مخصوصا از تعدیات محمدبن اوس به جان آمده بودند چاره ای جز آن ندیدند که دست توسل به دامن دعاه علوی دراز کنند و ایشان را که به دشمنی خلفای بنی عباس و عمال ایشان برخواسته بودند ، به یاری خود بخوانند و به همین عزم یکی از سادات مقیم رویان را که از اولاد زیدبن امام حسن مجتبی بود ، به قبول بیعت خواندند اما علوی مزبور چون خود را برای این امر خطیر شایسته نمی دانست تکلیف ایشان را نپذیرفت و شوهر خواهر خویش را که در ری اقامت داشت و نام او حسن بن زید بود ، لایق این مهم معرفی کرد و اهل رویان را به دعوت او هدایت نمود. شورشیان نامه ای برای آن علوی به ری فرستادند و او را به رویان دعوت کردند ،حسن بن زید در ۲۵ رمضان سال ۲۵۰ قمری( ۲۴۲ شمسی) به قصبه کلار از آبادی های کلاردشت امروزی آمد و مردم با او بیعت کردند و به او لقب داعی الخلق الی الحق ( داعی کبیر ) دادند و وی بدین صورت موسس سلسله علویان طبرستان شد .

در سال ۲۵۹ قمری بعد از اینکه یعقوب لیث صفاری ، طاهریان را برانداخت و بر خراسان مستولی شد ، متصرفات او با ممالک حسن بن زید علوی مجاور گردید و معلوم بود که این دو شیرمرد ، که هر دو تقریبا در یک تاریخ قیام کرده بودند و هر دو نیز موسس سلسله ای مخالف خلفای عباسی و عمال ایشان یعنی طاهریان، شده بودند ، دیر یا زود به نرم کردن دست و پنجه با یکدیگر خواهند پرداخت ، علی الخصوص که هر دو به متصرفات همدیگر چشم دوخته بودند . یعقوب به ادعای جانشینی طاهریان طالب تصرف گرگان و طبرستان بود و داعی به همین عنوان شایق تسخیر خراسان. اتفاقا در همین سال (۲۵۹ قمری) یکی از مخالفین یعقوب از جلوی او گریخت و به گرگان به حمایت حسن بن زید آمد و داعی او را پناه داد . یعقوب در سال ۲۶۰ وارد گرگان شد و داعی که تاب مقاومت امیر صفاری را در خود نمی دید از جلوی او فرار کرد و به خاک دیلم رفت .یعقوب هم از جانب خود عمالی را در طبرستان گذاشت و راه خراسان پیش گرفت لیکن قبل از مراجعت او ، مردم چالوس بر عمال یعقوب شوریدند و یعقوب به سرکوبی ایشان برگشت اما این بار بر اثر گل و رطوبت و تعرض دلاوران طبری ، به سپاهیان یعقوب لطمات بسیار وارد آمد و ناچار از ساری به دامغان برگشت و دستور داد عموم علویانی را که دستگیر کرده بودند رها نمایند . داعی بار دیگر به یاری مردم دیلم به طبرستان برگشت و در سال ۲۶۳ قمری گرگان را مجددا به تصرف دراورد و این دفعه هیبت او در دل ها بیشتر شد و دولت او استحکام و قوت گرفت .

در خصوص چگونگی انقراض سلسله علویان طبرستان باید چنین گفت : ناصر کبیر (سومین حاکم سلسله علوی) در سال آخر عمر خود یعنی در سال ۳۰۴ قمری از حاکمیت کناره گیری نموده و به تدریس و عبادت پرداخت و داماد خود حسن بن قاسم معروف به داعی صغیر را به جانشینی خود تعیین نمود . داعی صغیر در سال ۳۰۸ به منظور تصرف خراسان که در حاکمیت سامانیان بود ، یکی از سرداران خود به نام لیلی بن نعمان را به خراسان فرستاد که لیلی بن نعمان نیشابور را تسخیر نمود و به طوس تاخت ولی در آنجا در سال ۳۰۹ از سامانیان شکست خورد و به قتل رسید . دست اندازی و طمع داعی صغیر و اصحاب او نسبت به سرزمین خراسان باعث شد که امیر نصر سامانی ( سومین امیر سلسله سامانی ) با وی وارد جنگ شود و از طرفی دیگر اطرافیان داعی صغیر بویژه پسران ناصر کبیرنیز ادعای حکومت کرده و این مسائل باعث شد که حکومت علویان روز به روز ضعیف تر شود تا آنکه یکی از جنگجویان دیلمی به نام اسفار بن شیرویه که در خدمت ماکان بن کاکی (سردار دیلمی علویان ) بود از علویان روی گردانید و به امیر نصر سامانی و عمال او در خراسان پیوست و به یاری آنها داعی صغیر را کشت و با کشته شدن داعی صغیر بوسیله اسفار ، حکومت علویان طبرستان در سال ۳۱۶ قمری منقرض گردید . اسفار پس از براندازی سلسله علویان طبرستان بر گرگان ، طبرستان ، قزوین ، ری ، قم ، کاشان و لرستان مستولی شد.

اسامی سادات علوی طبرستان و تاریخ حکومت هر یک :

  • حسن بن زید حسنی( داعی کبیر)              ۲۵۰ تا ۲۷۰ قمری
  • محمدبن زید ( داعی)                            ۲۷۰ تا ۲۸۷ قمری
  • حسن بن علی حسینی (ناصر کبیر)              ۳۱ تا ۳۰۴ قمری        
  • حسن بن قاسم حسنی ( داعی صغیر)           ۳۰۴ تا ۳۱۶ قمری

( توضیح اینکه از سال ۲۸۷ تا ۳۰۱ قمری قلمرو علویان در استیلای حاکمان سلسله سامانی بوده است.)

درباره منابع