قاره آفریقا

بعد از قاره آُسیا دومین قاره بزرگ زمین ، قاره افریقا است که حدود ۳۰ میلیون کیلومتر مربع مساحت و …………..جمعیت داشته و اصطلاحا به نام قاره سیاه معروف است. این قاره در طرفین خط استوا قرار گرفته و خط استوا تقریبا آن را به دو قسمت مساوی تقسیم کرده است.

آفریقا شبه جزیره ای بود که پس از حفر کانال سوئز در سال…….. و ایجاد ارتباط آبی میان دریای مدیترانه و دریای سرخ ، این قاره توسط اقیانوسها و دریاها محصور شد و به صورت یک جزیره درآمد. هر چند اطراف افریقا را اقیانوسها احاطه کرده اند و بایستی از تاثیر اعتدال بخش آنها بهره مند گردد ولی شکل فلاتی و برجسته افریقا ، مانع از ورود رطوبت به داخل قاره شده و تاثیری که اقیانوسها در قاره های دیگر دارند در افریقا کمتر محسوس است. از طرفی عدم وجود دریاهای داخلی و خلیج ها عملا داخل خاک افریقا را از رطوبت کافی محروم کرده و به همین دلیل خشک ترین و گرم ترین نقاط روی زمین را در این قاره

می توان یافت.

بیابان های گرم و سوزان و از طرفی دیگر جنگلهای غیر قابل نفوذ و نا سالم موجب کمی جمعیت این قاره شده به گونه ای که از کم جمعیت ترین قاره های زمین است. جمعیت افریقا مانند جمعیت هر منطقه بزرگ دیگر ، به طور بسیار نا برابر تقسیم شده و بیشترین جمعیت این قاره در اطراف رود نیل ، حواشی خلیج گینه، حواشی ساحلی افریقای شمالی و شمال غربی و همچنین در نواحی مجاور دریاچه ها و در افریقای جنوبی زندگی می کنند.

سرعت افزایش جمعیت و بالا رفتن زاد و ولد از مشخصات کشور های عقب افتاده است که میزان زاد و ولد در افریقا تقریبا دو برابر اروپاست که در گذشته به علت عدم توسعه خدمات بهداشتی ، قحطی و بیماری، جمعیت را تهدید میکرد اما امروزه افزایش جمعیت سرسام آور شده و کشورهای عقب مانده افریقایی که با گرسنگی و بیماری دست به گریبان می باشند ، این افزایش جمعیت نیز بلایی است که جامعه شناسان به ان انفجار جمعیت یا بزرگترین خطر بشری می گویند و نتیجه ای جز محدود کردن امکانات و فشار بر بودجه های اقتصادی و رکود کارها ندارد.

از نظر نژاد ، اکثریت افرادی که مردم شناسان انان را نژاد سیاه می دانند در افریقا زندگی می کنند و نسبت نژاد سفید به سیاه در این قاره یک چهارم می باشد و این اقلیت سفید برای حفظ موقعیت و حکومت خود به وضع قوانین سخت پرداخته و از وضع موجود حمایت کرده و برای ادامه وضع حاضر از اختلاط نژادها جلوگیری می کنند تا اکثریت از هر تحولی محروم باشند و چنین سیاستی در افریقای جنوبی موجب پیدایش مساله تبعیض نژادی شده است.

تا چند قرن گذشته فقط سواحل شمالی افریقا در جنوب مدیترانه برای دنیای متمدن معلوم بود و از داخل خاک افریقا اطلاعی نداشتند و این بی خبری تا قرن ۱۹ میلادی کم و بیش ادامه داشت. پس از کشف قاره امریکا و مهاجرت اروپاییان به ان قاره برای بهره برداری از اراضی حاصل خیز و کشف پنبه و توتون ، احتیاج شدید به کارگران کشاورزی مطرح گردید. تجار انگلیسی برای تامین نیروی انسانی لازم متوجه افریقا شدند و تا دو قرن ، تجارت برده و خرید و فروش سیاهان که پر سود ترین مال التجاره آن عصر بود ، رونق فراوان داشت .بازرگانان پیوسته این کالاهای جاندار را به قیمت ارزان می خریدند یا اسیر می کردند و چون حیوانات آنان را به بهای بیشتر به مالکان بیرحم اروپائی مهاجر ، می فروختند . در تمام قرون ۱۷ و ۱۸ بنادر لیسبون و لیورپول از مراکز بزرگ صدور برده بوده و سالیانه چندین هزار نفر از سیاهان افریقایی را در امریکا به فروش می رساندند . در آغاز ، بازرگانان سرگرم تجارت بودند و قدمی از سواحل افریقا به داخل آن ، برای کشف آن قاره ، نگذاشته ، زیرا آنان با روسای قبایل ، طرف معامله بودند و مال التجاره را در کنار دریا تحویل می گرفتند . بیش از ۳۵ میلیون سیاه پوست ساکن آمریکا ، از نسل بردگانی می باشند که از آفریقا به آن سرزمین انتقال یافته اند . تا اواخر قرن ۱۸ میلادی ، به اندازه ای بازار تصرف اراضی زر خیز و مستعد کشاورزی امریکا ، اروپائیان را به خود مشغول کرده بود که به فکر تصرف اراضی نامساعد و مجهول افریقا نبودند و تنها دولت فرانسه ، شهر داکار در افریقای غربی را در تصرف داشت و آنجا را مرکز فعالیتهای استعماری خود کرده بود . بازرگانی شوم و نامشروع برده تا سال ۱۸۰۷ میلادی در اروپا رایج بود و سپس طبق یک قرارداد بین المللی تحریم گردید . اروپائیان برای دلجویی از بردگان سیاه فراری از امریکا ، جمهوری لیبریا را در ساحل غربی افریقا ، بوجود آوردند و آن را مرکز سیاهپوستانی که قصد بازگشت به وطن را داشتند ، قرار دادند و این کشور اولین سرزمین مستقل سیاهپوست دنیا محسوب می گردد . پس از تحریم برده فروشی، اروپائیان به فکر استعمار افریقا افتادند و از این تاریخ به بعد اکتشافات جغرافیائی ، تقسیم و تصرف این قاره بوسیله اروپائیان آغاز گردید . تا جایی که تسلط همه جانبه اروپاییان در افریقا به مرحله کمال رسید و قسمت عظیم این قاره وسیع ، مستعمره کشورهای بزرگ اروپایی از قبیل بریتانیای کبیر ، فرانسه ، بلژیک ، آلمان ، اسپانیا و پرتغال شد.

در خصوص استقلال کشورهای افریقایی باید گفت که تا قبل از جنگ جهانی دوم ، تنها ممالک حبشه ، لیبریا و مصر در قاره افریقا استقلال داشتند و سایر ممالک مستقل امروزی یا مستعمره و یا تحت الحمایه ممالک اروپایی بودند.پس از جنگ جهانی دوم ، افکار استقلال طلبی به شدت در افریقا توسعه یافت و یکی پس از دیگری به استقلال سیاسی رسیدند. پیشروان این آزادی و استقلال ، جوانان افریقایی بودند که در دانشگاههای اروپا و امریکا تحصیل نموده و با افکار جدید به کشور خود بازگشته بودند . با وجود اینکه کشورها ی افریقایی از حیث سیاسی به استقلال دست یافته اند ولی این قاره بیش از هر قاره دیگر ، از نضر تمدن عقب افتاده است .

آفریقا از نظر مالکیت معادن ، سرشار از منابع زیرزمینی تمام نشدنی است و بر عکس زراعت و دامپروری که همواره اقلیم آن را تهدید می کند ، وضع بهتری دارد . حدود ۹۸ درصد الماس ، ۴۰ درصد طلا و ۲۰ درصد طلای سفید در افریقا تولید شده و ۲۰ درصد مس و ۱۴ درصد قلع جهان نیز به آفریقا تعلق دارد.

گرچه در حال حاضر ، ظاهرا ابهامی در شناسائی آفریقا وجود ندارد ، اما در صحرای بی انتها ، جنگل های انبوه و کوهستانهای پربرف این قاره ، هنوز نقاط ناشناخته فراوان است و احتمالا هنوز نقاطی وجود دارد که پای بشر متمدن به آن نرسیده است . از دیدگاه عظمت ، اولا بعد از آسیا بزرگترین قله های کوهستانی در آفریقاست و خود قاره بعد از آسیا به طور متوسط ، بلندتر از سایر قاره ها نسبت به دریاست . رودهای آفریقا عظیم ، پرآب و طویل ، بیابانهای آن وسیع ، جنگل ها انبوه ، درختان تنومند ، حیوانات گوشتخوار و علفخوار که همه از بزرگترین نوع خود ( علفخواران : فیل ، زرافه ، کرگدن ، گاومیش . گوشتخواران: شیر ، ببر ، پلنگ ، گوریل . مرغان : شترمرغ و عقابهای بزرگ . خزندگان بزرگ : تمساحها و مارها ) می باشند و مراتع سرسبز وسیع بی انتها دیده می شود . در عین عظمت ، تنوع و کثرت نیز وجود دارد و این مساله نه تنها شامل گیاهان و حیوانات ، بلکه در مسائل انسانی مانند مذاهب ، نژادها ، زبانها و نوع معیشت نیز مشهود است.

 

منابع :

جغرافياي كامل جهان تاليف حبيب اله شاملوئي

دانشنامه آزاد ويكي پديا

دانشنامه آزاد رشد