قلعه مخروبه آزادور

قلعه مخروبه آزادور

 گویان در گذر زمان

سرزمین یا دشت وسیعی که امروز از آن با عنوان جوین نام برده می شود و در برگیرنده دو شهرستان جغتای و جوین (نقاب) می باشد، در گذشته های دور و قبل از استیلای اعراب به ایران ، گویان نام داشته است جوین معرّبِ (عربی شده ی ) گویان بوده و واژه ای است که پس از استیلای اعراب یعنی از اوایل قرن اول هجری به بعد رایج و متداول گردیده است .

بنابراین گویان ( جوین ) از دیرینگی به درازای تاریخ و حداقل از وسعتی به گستردگی محدوده بین [رشته کوه جغتای در جنوب ، رشته کوه هرده در شمال ، شهرستان خوشاب در شرق و شهرستان جاجرم در غرب ] برخوردار است .

وب سایت صدای آریان بر مبنای تحلیلی از مفاد مندرج در منابع تاریخی ، جغرافیائی و اینترنتی، سرزمین گویان را از جهات موقعیت جغرافیائی ، پیشینه تاریخی و تقسیمات حکومتی به شرح زیر معرفی مینماید :

موقعیت جغرافیائی گویان :

گویان در قديم، ولايتي بزرگ بود كه از جنوب به ولايت بيهق، از غرب به بسطام، از شمال به جاجرم و اسفراين و از شرق به نيشابور منتهي مي‌شد.

جغرافیای تاریخی خراسان بر مبنای نوشته شهاب‌الدین عبدالله بن الطف الله بن عبدالرشید خوافی معروف به حافظ اَبرو (تاریخ نگار و جغرافیدان مشهور ایرانی در عصر تیموری) در خصوص موقعیت جغرافیائی گویان چنین آورده است :

از نظر طبيعى، جوین دشتي رسوبي و كم‌عرض است كه در امتداد شرق به غرب و ميان دو رشته كوه نظرگاه در شمال و جغتاي در جنوب قرار دارد. این منطقه دارای آب و هوا و خاكی مناسب و حاصلخیز، و به طور كلی از شرایط اقلیمی مطلوبی برخوردار بوده است. مجموع این عوامل از قدیم‌الایام، محیطی بسیار مساعد برای كشاورزی و ایجاد كانونهای زیستی و مراكز جمعیتی فراهم آورده، و از سوی دیگر گذرگاهی طبیعی و مناسب را برای ارتباط بین مراكز فرهنگی و تمدنی شرق و غرب تشكیل داده است. در واقع، قسمتی از راه بازرگانی خراسان موسوم به جاده ابریشم، كه نیشابور را به بسطام متصل می‌كرد، از این دشت عبور می‌كرده است .

و اما در عصر حاضر سرزمین گویان یا منطقه ای که امروز از آن با عنوان دشت جوین یاد می شود دشت وسیعی است که از شمال به‌ شهرستان اسفراین،از جنوب به بخش داورزن،از غرب به شهرستان جاجرم و از شرق به بخش‌ خوشاب محدود است.

 

پیشینه تاریخی گویان :

اعتمادالسلطنه تاریخ بنای گویان را به دوره پارتها (اشکانیان ) نسبت داده و در این خصوص چنین آورده است : گویان را گودرز ( یکی از پادشاهان سلسله اشکانی )بنا نهاد و سرزمین گویان یکی از مناطق خاصه اشکانیان بوده است . (نکته شایان ذکر اینکه قوم پارت قبل از اینکه سلسله اشکانیان را تشکیل دهند و قلمرو خود را در سطح کل ایران گسترش دهند ، قلمرو حاکمیتشان سرزمین پارت (خراسان بزرگ آن روزگار) و به مرکزیت شهر نیسایه (نزدیک عشق آباد امروزی )و پس از آن در شهر آساک ( نزدیکی قوچان امروزی )بوده است و گفته می شود ارشک (اشک اول) برای اولین بار در آساک تاج پادشاهی بر سر نهاده و پادشاهی خود را اعلام نموده است .

البته در رابطه با تاریخ بنای گویان ابوالفضل بیهقی نظر دیگری داشته و زمان بنای گویان را به دوره ساسانیان نسبت داده و در این رابطه چنین آورده است : شهر جوین‌ را یزد خسرو پسر ساسویه‌ بنا كرده‌ است‌.

علاوه بر اعتمادالسلطنه ، تاریخ ایران باستان ( نوشته حسن پیرنیا ) نیز گویان را جزء قلمرو پارتیان دانسته و چنین آورده است :

قبل از تشکیل دولت اشکانیان توسط پارتها ، گویان جزء سرزمین خاصه آنها بوده است و در خصوص اعتبار و اهمیت یافتن سرزمین گویان در آن دوره باید گفت گر چه این منطقه دارای آب و هوا و خاکی مناسب و حاصلخیز بوده و بطور کلی از شرایط اقلیمی مطلوبی برخوردار بوده است و مجموع این عوامل از قدیم الایام محیطی بسیار مساعد برای کشاورزی و ایجاد کانونهای زیستی و مراکز جمعیتی فراهم آورده است اما می توان تاریخ بنای گویان یا حداقل آغاز اعتبار و اهمیت آن را وابسته به تاریخ ایجاد جاده ابریشم دانست چرا که برقراری ارتباط رسمی میان ایران و چین از طریق جاده ابریشم به دوره اشکانی بر می گردد . بدین معنی که اشکانیان با بنای شهر گویان در مسیر جاده ابریشم و در حد فاصل نیشابور – بسطام خواستند بهترین موقعیت و تسهیلات و همچنین امنیت را برای کاروان ها در این منطقه مهیا سازند .

شایان ذکر اینکه مسیر اصلی راه ابریشم از کشور چین شروع می شده و پس از اینکه از سمت شرق وارد فلات ایران می شد از شهرهای سرخس – نیشابور – بسطام – ری – ساوه و بیستون عبور نموده و پس از اینکه در کرانه رود فرات ادامه می یافته ، نهایتا در ساحل دریای مدیترانه به شهر انطاکیه در کشور ترکیه کنونی( که آخرین منزل راه زمینی بوده ) می رسیده است . ( منازل بین راه نیشابور تا ری عبارت بودند از : گویان – پل ابریشم – بسطام – دامغان – خوار ).

کلنل (سرهنگ ) ییت انگلیسی که در سالهای ۱۲۷۰تا ۱۲۷۵ شمسی مسئولیت کفیل کنسولگری و سرکنسولگری مشهد را بر عهده داشته در اواخر سلطنت ناصرالدین شاه قاجار و در سال ۱۲۷۳ از آزادور جوین دیدن نموده و در این باره چنین نوشته است :

در وسط دشت و در نزدیکی دهکده آزادور ، ویرانه های شهر قدیمی جوین که نام خود را بدین ناحیه بخشیده است قرار گرفته بود . در این ویرانه ها باقیمانده یک بنای بزرگ که ابعاد آن ۳۶ متر در ۲۷ متر بود و نزدیک به ۱۲ متر ارتفاع داشت به چشم می خورد . به نظر می رسید که این بنا در گذشته سه یا چهار طبقه داشته و دور تا دور آنرا دیوار و برج و باروهایی احاطه کرده است . در شرق آن توده هایی از آجر شکسته دیده می شد که بقایای آن شهر قدیمی به حساب می آید.

وی در قسمت دیگری از سفرنامه خود نیز چنین آورده است :

اسفراین و جوین دو ناحیه حاصلخیز و از لحاظ قدمت تاریخی همچون نیشابور و طوس است .

 

نکته حائز اهمیت دیگر اینکه موضوعات پیش گفته بدین معنی نیست که گویان قبل از دوره اشکانی خالی از سکنه بوده است و در این رابطه می توان به پیشینه دیرین شناسی دشت جوین در دوران نئولیتیک (نوسنگی ) اشاره نمود :

در سال ۱۳۷۶بر اساس خبر دکتر شهریار عدل ایران شناس مبنی بر رویت سنگ نگاره ای در کوه های غربی جوین، مکانی مشرف به دشت جوین در مدخل یکی از دره های کوه های غربی جوین دارای سنگ هائی عظیم الجثه که سطح صافی دارند قرار دارد؛بر روی این سنگ ها نقوش بز کوهی و حیوانات احتمالا گوشتخوار،نقر شده است ،تصاویر این نقوش برای اولین بار در همایش دبیرانتاریخ جوین و مسوولین آموزش و پرورش منطقه در سال ۱۳۷۹به نمایش گذاشته شد،با مطالعه روی این نقوش و مقایسه ی آن ها با سنگ نگارنده داورزن سبزوار ،سنگ نگارنده موسوم به شتر سنگ مشهد بر سر راه شاندیز به مشهد در دوران نو سنگی بدون سفال مربوط به حدود ۱۰۲۵ سال قبل از میلاد دارد.وجود این سنگ نگاره ها در این منطقه و شباهت گونه شناسی نقوش بانقوش شتر سنگ مشهد، همچنین ارتباط طبیعی کوه های بینالود ُو هزار مسجد با جوین،ممکن است ارتباط فرهنگی ساکنین دشت جوین را در دوران مذکور با دشت توس تقویت کند.در دوران نئولیتیک (نوسنگی)با سفال محوطه های باستانی در دشت جوین شناسائی نگردیدند برابر مذاکره شفاهی با آقای دکتر شهریار عدل در سال ۱۳۷۴ در منطقه غربی جغتای که شمال غربی شهرسبزوار است نقوشی بربدنه سنگ ها گزارش شد که شامل: شیر ، بزو قوچ است . که به شیوه کوبه ای رسم شده بود؛ عکسهای این نقوش برای اولین بار در همایش دبیران تاریخ خراسان رضوی که در جغتای برگزاری شد ارائه شد و اشاره ای به این نقوش در کتاب جغرافیایی تاریخ جوین تالیف محمد عبدالله زاده ثانی – محمد جوانبخت- محسن؛شده است متاسفانه در سالهای اخیر حفارگران غیر مجاز به تصور دستیابی به گنج کل صخره ای را منهدم و تخریب کردند.

این موضوع بیانگر این مطلب است که سرزمین گویان در خصوص استقرار یکجانشینی انسان قدمت سه هزار ساله دارد.

 

 

سرزمین گویان از جهت تقسیمات حکومتی و مرکزیت(حاکم نشینی) منطقه از گذشته های دور تاکنون :

دوره اول : سرزمین گویان با مرکزیت آزادور و بعنوان منطقه ای مستقل ، از زمان اشکانیان تا پس از استیلای اعراب و پایان دوره حکومت خلفای اموی و عباسی بر ایران :

بر اساس آنچه که در قسمت پیشینه تاریخی گویان گفته شد : گویان در دوره اشکانیان بنا شده و بعنوان یکی از مناطق خاصه اشکانیان از استقلال برخوردار بوده و این استقلال پس از اشکانیان ، در دوره ساسانیان و همچنین پس از حمله اعراب ، در دوره خلافت امویان و عباسیان نیز تداوم داشته است .

ضمنا در خصوص فتح سرزمین گویان بوسیله اعراب مورخان چنین نوشته اند :

به گفتة بلاذری (د ۲۷۹ق/۸۹۲م) در ۲۸ یا به قولی ۲۹ق/۶۴۹ یا ۶۵۰م عثمان‎بن عفان ولایت بصره به عبدالله‎بن عامربن کُریز داد. عبدالله خود به جنگ خراسان شد. در خراسان ابوسالم یزیدبن یزید جرشی را به فتح نیشابور گسیل کرد. ابوسالم پس از گشودن نیشابور جوین را نیز گشود و بردة بسیار گرفت (صص ۱۵۸-۱۵۹، قس: یعقوبی، ۲/۵۹). حاکم نیشابوری (د ۴۰۵ق/۱۰۵۸م) «به نقل صحیح از ثقات» می‎نویسد: «عبدالله‎بن عامر سرعت نمود و سعی فرمود و عن‎قریب به آزادوار جوین نزول کرد» (ص ۱۲۵) و گردیزی در حدود ۴۴۲ق/۱۰۵۰م نوشته‌است: «بعضی گویند ]ابن‎عامر[ به قومس آمد و پس به گویان ](جوین)[ آمد و آنجا مقام کرد و ]از[ آنجا به آزادوار آمد و صلح کرد و… به نیشابور آمد…

دوره دوم : سرزمین گویان با مرکزیت آزادور و در تابعیت نیشابور ، از زمان طاهریان تا پایان حکومت خوارزمشاهیان بر ایران (اوایل قرن سوم هجری تا اوایل قرن هفتم هجری ):

 پس از اینکه طاهریان در خراسان حکومت نیمه مستقلی تاسیس نموده و نیشابور را بعنوان پایتخت حکومت خود انتخاب نمودند و نیشابور از اهمیت ویژه ای برخوردار گردید ، گویان استقلال خود را از دست داده و به تابعیت نیشابور درآمد که در این دوره نیز مرکزیت منطقه همچنان با آزادور بود .

دوره سوم :سرزمین گویان با مرکزیت فریومد و بعنوان یکی از ولایات ایالت خراسان بزرگ ، از زمان استیلای مغول بر ایران تا پایان حکومت صفویان بر ایران (اوایل قرن هفتم هجری تا اوایل قرن دوازدهم هجری شمسی )

پس از حمله مغول و تخریب شهر نیشابور و توابع آن ، فریومد در دوره حکومت هولاکوخان و ایلخانان ،از اهمیت و اعتبار ویژه ای برخوردار گردیده و با وجود اینکه خارج از منطقه دشت گویان قرار داشته ، بعنوان مرکز منطقه گویان انتخاب می شود .

 

دوره چهارم :سرزمین گویان با مرکزیت آق قلعه و بعنوان یکی از ولایات ایالت خراسان بزرگ از دوره افشاریه تا اواخر دوره حکومت محمدشاه قاجار

الله يارخان قليچي و حاکمیت وی بر منطقه جوین در اواخر این دوره ( زمان حکومت محمدشاه قاجار بر ایران ) :

الله یارخان قلیچی که بود؟

فرهنگ جغرافيائي ايران ( تاليف وزارت جنگ بريتانيا) در خصوص الله يار خان چنين آورده است :

((الله يار خان رييس نيرومند يكي از طوايف قليچي و حاكم مستقل سبزوار و جوين بود . وي سبزوار و مزينان را تقويت كرد و شهري مستحكم به نام آق قلعه در دره ي جوين بنا نهاد. (البته تاریخ بنای آق قلعه به دوره ایلخانی بر می گردد بنابراین شاید الهیار خان آن قلعه از پیش ساخته شده را برای مدتی بعنوان مرکز حکومت خود انتخاب کرده بوده است ) الله يار خان در زمان سلطنت فتحليشاه اعلام خودمختاري ميكند و حكومت بر دو ناحيه سبزوار و جوين را بدست مي گيرد و در سال ۱۲۲۶ شمسي ، به همراهي پسرش علي مراد و نوه اش سليمان خان به شورش سالار در خراسان مي پيوندد . سرانجام هر سه انها دستگير و به تهران فرستاده مي شوند و اين رويداد موجب پايان حكومت آنها ميشود .))

در خصوص اينكه الله يار خان در زمان حكومت فتحعليشاه قاجار حاكم مقتدر منطقه سبزوار و جوين بوده ترديدي وجود ندارد اما بر اساس مطلب مندرج در فرهنگ پيش گفته و بر اساس مندرجات سفرنامه كلنل ييت انگليسي ، در خصوص سرنوشت الله يار خان دو نظريه متفاوت وجود دارد بدين معني كه كلنل ييت نيز در صفحه ۳۷۰ سفرنامه خود در خصوص سرنوشت الله يار خان نظري شبيه نظر فرهنگ جغرافيا ئي مورد اشاره را ذكر نموده و چنين آورده است :

الله يار خان در زمان سلطنت فتحعليشاه اعلام خودمختاري مي كند و حكومت بر دو ناحيه سبزوار و جوين را نيز بدست مي گيرد و در سال ۱۸۴۷ ميلادي( ۱۲۲۶ شمسي) همراه با پسر و نوه اش به قيام سالار در خراسان ملحق مي شود . ظاهرا هر سه آنها دستگير شده و به تهران فرستاده مي شوند و در آنجا يا به مرگ طبيعي مي ميرند و يا به قتل مي رسند.

اما دوگانگي در خصوص سرنوشت الله يار خان از اينجا ناشي مي شود كه در ترجمه فارسي صفحه ۳۷۰ سفرنامه كلنل ييت ، بصورت زيرنويس و بر مبناي جلد سوم ناسخ التواريخ چنين آمده است :

الله يار خان از امراي بزرگ خراسان و حاكم سبزوار بود . نسبت به فتحعليشاه چندان اعتنا و انقيادي نداشت . چندين جنگ با دولت نمود و در اين جنگها خسارات زيادي به اهالي سبزوار وارد آمد . سرانجام سر سازگاري با دولت در پيش گرفت و دختر خود را به فتحعليشاه داد ( طرلان خانم زن چهاردهم فتحعلیشاه ). پس از اين وصلت ،الله يار خان با بستگان خود به تهران آمد و در قريه اشتهارد قزوين كه سابقا مسكن طايفه قليچي بود سكونت اختيار كرد لذا بايد گفت كه در وقايع قيام سالار در خراسان الله يار خان زنده نبود و نبيره اش سليمان خان قليچي كه حكومت جوين را داشته و به سالار كمك مي كند.

 

دوره پنجم :سرزمین گویان با مرکزیت قلعه قارضی (جغتای کنونی) و بعنوان یکی از ولایات ایالت خراسان بزرگ از اواخر دوره حکومت محمدشاه قاجار تا اوایل حکومت ناصرالدین شاه قاجار (حدودا از سال ۱۲۲۰ هجری شمسی تا سال ۱۲۲۸ هجری شمسی )

پس از الله یار خان ، نبیره اش سلیمان خان قلیچی حاکمیت منطقه جوین را در اختیار داشته و او مرکز حاکمیت خود را از آق قلعه به قلعه قارضی (جغتای کنونی ) منتقل نموده و جغتای را بعنوان مرکز حاکمیت خود بر می گزیند.

سلیمان خان در سال ۱۲۲۶ شمسی به قیام سالار در خراسان ملحق می شود و پس از اینکه قیام سالار در سال ۱۲۲۸ بوسیله حکومت مرکزی ایران سرکوب می شود ، حاکمیت خاندان قلیچی بر جوین نیز خاتمه می یابد .

نکته قابل توجه اینکه پس از این واقعه و پس از پایان حاکمیت خاندان قلیچی بر جوین ، بر اساس تدابیر حکومت مرکزی ، منطقه جوین برای چند سال به تابعیت بجنورد درآمده و جوین طی این چند سال بوسیله حاکم وقت بجنورد(محمدجعفرخان سرتیپ) اداره می شده است .

دوره ششم:سرزمین گویان با مرکزیت جغتای و در تابعیت سبزوار از اوایل دوره حکومت ناصرالدین شاه قاجار تا سال ۱۳۷۵ شمسی.

پس از پایان حاکمیت خاندان قلیچی بر جوین ، این منطقه برای مدت چند سال به تابعیت بجنورد درآمد و پس از آن حکومت منطقه جوین در اختیار یکی از کاندیداهای والی خراسان قرار گرفت که این کاندیدای والی خراسان به سبب موقعیت و ارتباطش با سبزوار ، جوین را به صورت یکی از مناطق تابعه سبزوار درآورد . بنابراین باید گفت که جوین تقریبا از سال ۱۲۳۰ شمسی ، برای اولین بار استقلال خود را ( بعنوان یکی از ولایات ایالت خراسان ) از دست داده و بعنوان یکی از مناطق یا بخشهای تابعه ولایت سبزوار در می آید.

در این دوره جغتای بعنوان مرکز بخش جوین بوده و این بخش دارای ۵ دهستان به نامهای : نقاب – آزادور- خسروشیر- کهنه – براکوه بوده است .

 

 

دوره هفتم :سرزمین گویان به عنوان ۲ بخش جغتای و نقاب در تابعیت شهرستان سبزوار (از سال ۱۳۷۵ شمسی تا ۱۳۸۶ شمسی )

در سال ۱۳۷۵ ، نقاب از دهستان به بخش ارتقاء می یابد و از همان سال به عنوان مرکز بخش جوین دارای بخشداری می شود و از این تاریخ است که منطقه جوین از نظر تقسیمات کشوری بعنوان دو بخش مجزا از یکدیگر مطرح می شوند.

دوره هشتم :سرزمین گویان به عنوان ۲ شهرستان جغتای و جوین در تابعیت استان خراسان رضوی (از سال ۱۳۸۶ تاکنون )

پس از اینکه خراسان به سه استان خراسان رضوی – جنوبی و شمالی تقسیم گردید ، بخشهای جغتای و نقاب نیز در سال ۱۳۸۶ به شهرستان ارتقاء یافتند و از آن تاریخ به بعد شهرستان جغتای به مرکزیت شهر جغتای و شهرستان جوین به مرکزیت شهر نقاب ، بعنوان ۲ شهرستان استان خراسان رضوی به شمار می ایند .

یادمان باشد گرچه این دو شهرستان از نظر تقسیمات کشوری تفکیک شده اند اما دارای تاریخ ، فرهنگ و آداب و رسوم مشترک بوده و هر کجای این دو شهرستان ، یادآور سرزمینی یگانه با عنوان سرزمین گویان است.

منابع :

تاریخ ایران باستان تالیف مرحوم حسن پیرنیا

فرهنگ جفرافيائي ايران تالیف وزارت جنگ ایتالیا در هندوستان ، ترجمه کاظم خادمیان

فرهنگ جغرافیائی ایران جلد نهم تالیف سازمان جغرافیائی کشور

فرهنگ جغرافیائی آبادیهای کشور – استان خراسان رضوی – شهرستان سبزوار تالیف سازمان جغرافیائی کشور

فرهنگ فارسي معين بخش اعلام

سفرنامه كلنل(سرهنگ) ييت انگلیسی ترجمه مهرداد رهبری و قدرت اله روشنی زعفرانلو

سفرنامه هوتوم شیندلر آلمانی ترجمه قدرت اله روشنی زعفرانلو

پایگاه اینترنتی مجلات تخصصی نور (تحقیق آقای منصور جغتایی با موضوع ‌‌‌پیـشینه‌ تاریخی‌ حاکم‌نشینان‌ جوین

وبلاگ آزادور شهری به قدمت تاریخ http://azadvar.loxblog.com/post/195